در داستان های پیدایش(فریب آدم و حوا) مار نماد کنار گذاشتن زندگی گذشته و استمرار حیات است.

قدرت زندگی باعث می شود که مار پوست خود را بیندازد، درست همانطور که ماه سایه خود را می اندازد. مار پوست خود را می اندازد تا بار دیگر ولادت یابد، همانطور که ماه سایه خود را می اندازد تا دوباره متولد شود. آنها نمادهایی هم عرض یکیدیگرند. گاهی اوقات مار به صورت دایره ای نشان داده می شود که در حال خوردن دم خویش است. این انگاره ای از زندگی ست؛ زندگی نسل ها را یکی پس از دیگری از خود دور می سازد تا دوباره متولد شود. مار نماینده ی انرژی و آگاهی و نامیرایی است که وارد عرصه زمان شده، و مرتباً مرگ را از خود دور می سازد و دوباره متولد می شود. مار حامل دو حس جذابیت و وحشت از زندگی ست.

بعلاوه مار نماینده کارکرد اولیه زندگی یعنی خوردن است.

مار اغلب در فرهنگ ها پدیده ای مثبت تفسیر می شود.

مار نماینده قدرت زندگی است که وارد عرصه ی زمان و مرگ شده، و با این همه جاودانه می زید. جهان چیزی جز سایه او و پوستی که می اندازد نیست.

مار مانند آب جریان می یابد و لذا آبی ست، اما زبانش مرتباً چون شعله ی آتش می درخشد، لذا در مار، هر دو حقیقت متضاد در کنار یکدیگر وجود دارند.

در مهره های سومری 3500 سال قبل از میلاد- مار و درخت و الهه ای نقش گردیده شده؛ که الهه میوه ی زندگی را به یک مرد دیدار کننده تعارف می کند. نقش این مهر بسیار تداعی کننده ی سفر پیدایش آدم و حوا در تورات است." «جوزف کمبل- قدرت اسطوره ها»

در داستان باغ عدن این سفر با فریب حوا و سپس آدم آغاز می شود؛ بهشت باغ عدن جایی است که زندگی فاقد زمان، ولادت و مرگ و زندگی فانی است.یوستین گودر در داستان فال ورق این نوع ولادت را در قالب 53 کوتوله ی شکل گرفته از کارت های بازی ورق نشان می دهد در جایی که سوال از چگونگی پیدایش از سوی ژوکر کارتها پیش می آید این باغ و آسایش درون آن کاملاً منهدم می شود. باغ عدن یک استعاره از معصومیت است، معصومیتی مبرا از زمان و تقابل ها، کانون اولیه ای  که در آن آگاهی بر تغییرات حاصل می شود.

در داستان باغ عدن، نوعی طرد تاریخی الهه- مادر نهفته است. (بعد از آمدن عبرانی ها به کنعان)

"رقص مارهوپی در پوئبلوها بدین صورت است که رقص کنندگان مارها را به دندان می یگرند و با آنها دوست می شوند و سپس آنها را به تپه ها باز می گردانند. مارها بازگردانده می شوند تا حامل پیام انسان برای تپه ها باشند، درست همانطور که پیام تپه ها را برای انسان ها می آورند." «جوزف کمپل»

"برای کسانی که در شرایط محیط زندگی خود با مار روبرو نمی شوند یا تجربه کمی از رویارویی با مار در واقعیت دارند، رویای مار کاملاً سمبلیک است. مار موجودی با طبیعت خونسرد و دست نیافتنی خود از زمان های دور همراهی بسیاری با انسان ها داشته؛ مار هم می تواند هم دشمن باشد و هم دوست." «ارنست اپلی- رویا و تعبیر رویا»

همانطور که ذکر شد در افسانه ی آفرینش در تورات مار نماد دشمن و افسونگر است اما گنوستیکها (فرقه ای از مسیحیت) اعتقادی خلاف این را دارند و مار را دهنده ی دانش به شمار می آورند.

یونگ می گوید:« پدیدار شدن سمبل مار همواره نشانه ی این است که در ناخوداگاه چیز خیلی مهمی شکل گرفته و به زودی وارد عمل خواهد شد. این چیز مهم می تواند خطرناک باشد یا نجات بخش زیرا مار رویا معنایی کاملاً دوگانه دارد». پس مار سمبل مهمی از انرژی روانی به شمار می آید. نمادی از نیروهای اعماق روان که با «من» بیگانه هستند.

"رویایی که در آن تعدا زیادی مار درهم و بر روی هم انباشته وجود دارد علامت وجود نیروهای روانی هستند که هنوز به وحدت نرسیده اند، و در سطح ناآگاهی وجود دارند. مار چند سر در رویا اشاره به مشکلی در زندگی فرد است که به طور خطرناکی موجب تقسیم آن به وجوه مختلف شده باشد.

ماری که به طو چنبره زده در رویا ظاهر شود؛ به معنای لایتناهی است.

برای پسران و نوجوانان مار را به طور اعم می توان نیروی جنسی که هنوز در اعماق زندگی می کند تعبیر کرد وبرای زنهایی که رویای مار در آنها ایجاد اضطراب زیاد می کند نشانه ی ترس از رویارویی با جنسیت مردانه است." «ارنست اپلی»

رنگ مار هم در تعبیر رویا بسیار تاثیر گذار است ؛ رنگ سبر اشاره به حیات و رویش دارد؛ رنگ های قرمز و سیاه تهدید کننده هستند و هشداری به رویا بین که در زندگی خود محتاطانه تر قدم بگذارند؛ رنگ سیاه اشاره به نیروهای روانی که از دید خوداگاه مخفی مانده اند دارد.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٦

 

در داستان های پیدایش(فریب آدم و حوا) مار نماد کنار گذاشتن زندگی گذشته و استمرار حیات است.

قدرت زندگی باعث می شود که مار پوست خود را بیندازد، درست همانطور که ماه سایه خود را می اندازد. مار پوست خود را می اندازد تا بار دیگر ولادت یابد، همانطور که ماه سایه خود را می اندازد تا دوباره متولد شود. آنها نمادهایی هم عرض یکیدیگرند. گاهی اوقات مار به صورت دایره ای نشان داده می شود که در حال خوردن دم خویش است. این انگاره ای از زندگی ست؛ زندگی نسل ها را یکی پس از دیگری از خود دور می سازد تا دوباره متولد شود. مار نماینده ی انرژی و آگاهی و نامیرایی است که وارد عرصه زمان شده، و مرتباً مرگ را از خود دور می سازد و دوباره متولد می شود. مار حامل دو حس جذابیت و وحشت از زندگی ست.

بعلاوه مار نماینده کارکرد اولیه زندگی یعنی خوردن است.

مار اغلب در فرهنگ ها پدیده ای مثبت تفسیر می شود.

مار نماینده قدرت زندگی است که وارد عرصه ی زمان و مرگ شده، و با این همه جاودانه می زید. جهان چیزی جز سایه او و پوستی که می اندازد نیست.

مار مانند آب جریان می یابد و لذا آبی ست، اما زبانش مرتباً چون شعله ی آتش می درخشد، لذا در مار، هر دو حقیقت متضاد در کنار یکدیگر وجود دارند.

در مهره های سومری 3500 سال قبل از میلاد- مار و درخت و الهه ای نقش گردیده شده؛ که الهه میوه ی زندگی را به یک مرد دیدار کننده تعارف می کند. نقش این مهر بسیار تداعی کننده ی سفر پیدایش آدم و حوا در تورات است." «جوزف کمبل- قدرت اسطوره ها»

در داستان باغ عدن این سفر با فریب حوا و سپس آدم آغاز می شود؛ بهشت باغ عدن جایی است که زندگی فاقد زمان، ولادت و مرگ و زندگی فانی است.یوستین گودر در داستان فال ورق این نوع ولادت را در قالب 53 کوتوله ی شکل گرفته از کارت های بازی ورق نشان می دهد در جایی که سوال از چگونگی پیدایش از سوی ژوکر کارتها پیش می آید این باغ و آسایش درون آن کاملاً منهدم می شود. باغ عدن یک استعاره از معصومیت است، معصومیتی مبرا از زمان و تقابل ها، کانون اولیه ای  که در آن آگاهی بر تغییرات حاصل می شود.

در داستان باغ عدن، نوعی طرد تاریخی الهه- مادر نهفته است. (بعد از آمدن عبرانی ها به کنعان)

"رقص مارهوپی در پوئبلوها بدین صورت است که رقص کنندگان مارها را به دندان می یگرند و با آنها دوست می شوند و سپس آنها را به تپه ها باز می گردانند. مارها بازگردانده می شوند تا حامل پیام انسان برای تپه ها باشند، درست همانطور که پیام تپه ها را برای انسان ها می آورند." «جوزف کمپل»

"برای کسانی که در شرایط محیط زندگی خود با مار روبرو نمی شوند یا تجربه کمی از رویارویی با مار در واقعیت دارند، رویای مار کاملاً سمبلیک است. مار موجودی با طبیعت خونسرد و دست نیافتنی خود از زمان های دور همراهی بسیاری با انسان ها داشته؛ مار هم می تواند هم دشمن باشد و هم دوست." «ارنست اپلی- رویا و تعبیر رویا»

همانطور که ذکر شد در افسانه ی آفرینش در تورات مار نماد دشمن و افسونگر است اما گنوستیکها (فرقه ای از مسیحیت) اعتقادی خلاف این را دارند و مار را دهنده ی دانش به شمار می آورند.

یونگ می گوید:« پدیدار شدن سمبل مار همواره نشانه ی این است که در ناخوداگاه چیز خیلی مهمی شکل گرفته و به زودی وارد عمل خواهد شد. این چیز مهم می تواند خطرناک باشد یا نجات بخش زیرا مار رویا معنایی کاملاً دوگانه دارد». پس مار سمبل مهمی از انرژی روانی به شمار می آید. نمادی از نیروهای اعماق روان که با «من» بیگانه هستند.

"رویایی که در آن تعدا زیادی مار درهم و بر روی هم انباشته وجود دارد علامت وجود نیروهای روانی هستند که هنوز به وحدت نرسیده اند، و در سطح ناآگاهی وجود دارند. مار چند سر در رویا اشاره به مشکلی در زندگی فرد است که به طور خطرناکی موجب تقسیم آن به وجوه مختلف شده باشد.

ماری که به طو چنبره زده در رویا ظاهر شود؛ به معنای لایتناهی است.

برای پسران و نوجوانان مار را به طور اعم می توان نیروی جنسی که هنوز در اعماق زندگی می کند تعبیر کرد وبرای زنهایی که رویای مار در آنها ایجاد اضطراب زیاد می کند نشانه ی ترس از رویارویی با جنسیت مردانه است." «ارنست اپلی»

رنگ مار هم در تعبیر رویا بسیار تاثیر گذار است ؛ رنگ سبر اشاره به حیات و رویش دارد؛ رنگ های قرمز و سیاه تهدید کننده هستند و هشداری به رویا بین که در زندگی خود محتاطانه تر قدم بگذارند؛ رنگ سیاه اشاره به نیروهای روانی که از دید خوداگاه مخفی مانده اند دارد.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٦